مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن است!
مواضع رسمی کانون در وبلاگ اصلی کانون منتشر می‌شود!

           6/21/2005

 

بايگاني پرونده اصلاحات

بالاخره 27 خرداد آمد و جداي از مشت محكمي كه دهان جرج بوش و گونه ما تحريمي ها و بيني رئيس پليس گينه بيسائو را سرخ و كبود كرد، نتايج ديگري نيز به ارمغان آورد
ازجمله آنكه سرانجام پرونده بسته اصلاحات بايگاني شد و با آنچه در اين انتخابات گذشت، اصلاحات آگهي ترحيم خويش را بر دستان تسليم بالا برد. حال اين بماند كه چون گذشته با حواله همه تقصيرات به گردن كلفت دوست ناباب، دامن از كوچكترين لكه ننگي مبرا ميداند و وجود هرگونه ذغال خوب را كتمان خواهد نمودبدين ترتيب دست كم كوهي از ابهام بدرودمان خواهد گفت. چه، آخر نفهميديم منظور از اصلاحات، اصلاح سر و روي انور حضرات است يا اصلاح قانون اساسي؛ هرچند كه نه در دولت هشت ساله اصلاحات اصلاحي در قانون اساسي ديديم و نه حتي اصلاح طلبان پيشرو اقدام به اصلاح عذار مبارك كانديداي رضوان جايگاهشان كردند، تا همچنان با چشماني گرد، در دريايي از كلي گويي هاي شفاف سازي غرقه بمانيم
با اين شرايط عصبيت و بي منطقي خواهد بود اگر دوستاني كه _چون آب باريكه و جمهور_ گرده را هموار بالاروي آقايان كرده اند بر مزار اصلاحات مگريند و با تحرك مصنوعي اندامهاي تباه اين موجود ناشناخته، بر تداوم حيات او پافشاري كنند. هرچند كه سينه زني چند ماهه اخيرشان بدور علم فرزند شبيه سازي شده اصلاحات (اصلاح طلبان پيشرو) بر اين تعصب بي منطق گواهي ميدهد
حال اين چه اصلاحات زنده، پويا و موفقي است كه كارنامه هشت ساله آنرا مردم شهيد پرور حتي لايق تجديد هم ندانسته و با مهر سرخ "مردود" حاشيه آنرا تذهيب كرده اند، قطعاً پاسخي دندان شكن در آستين نسل سومي هاي ياور معين مي توان يافت
از سويي هواداران دموكراسي مولكولي كه با استدلالي كاريكاتورگونه همگان را به انتخاب بد از ميان بدتر فرامي خواندند بايد دست گيرشان شده باشد كه با اين نتايجي كه از شمارش آرا اعلام شد، اصلاحات و اصلاح طلبان پيشرو و مصطفي معين در زمره افتضاح هم جاي نخواهند گرفت؛ حتي اگر احمدي نژاد را بدترين بدانيم
در اين ميان روشن مان نشد كه آيا اصلاحات جرياني بود منسجم و با برنامه يا مونتاژي بود از وصله هاي كهنه كه با بزاق دهان در كنار هم چسبانيده شده بودند؛ چه، شاهد آن بوديم كه رئيس مجلس اصلاحات با ايل و تبار در يك سو و نايب رئيس او با خويشاوندان مشاركتي در سويي ديگر اردو زده بودند. در اين شرايط نام تبسم آور اصلاحات در پنجه مشاركتي ها مصادره شد و معين پياپي هيأت خويش را دولت "جديد" اصلاحات خواند تا بار ديگر از خود بپرسيم: آيا اصلاح طلبي، انحصار طلبي مشاركت بود؟ همانگونه كه در دور پيش وقتي ابراهيم اصغرزاده كانديد شد، از آن انجمن بانگ برآمد كه اصلاحات ديگي نيست كه هر كس با انداختن موش مرده اي در آن، خواهان سهمي از آن شود. حال اينكه چگونه رفسنجاني حتي بدون انداختن فضله موشي در ديگ اصلاحات تاج سر اصلاح طلبان ميشود، پيدا كنيد پرتقال فروش را
از اينرو، حتي اگر شيخ مهدي كروبي به دور دوم مي رسيد، چشم اندازي از موضع جريان مبهم اصلاحات قابل ترسيم بود
آنگونه كه پيشينه اين سروران منزه و دموكرات نشان مي دهد و خِرَد خُردِ بنده استنتاج ميكند، حضرات در دور دوم تحت الحمايگي نشيمنگاه رفسنجاني را به هر گزينه ديگري ارجح خواهند دانست، حتي به شيخ اصلاحات؛ شايد هم همان مزاح بد و بدتر را به خورد ما مردم از پشت كوه آمده دهند تا درياي ابهام اصلاحات اقيانوسي كبير گردد و بعد هم با سينه اي سپر بر تداوم نشانه هاي حياتي اين موجود غريب _اصلاحات_ اصرار ورزند


نظرهای شما: Post a Comment

صفحه اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?