مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن است!
مواضع رسمی کانون در وبلاگ اصلی کانون منتشر می‌شود!

           9/20/2004

 

اعتراض به دستگيری‌های اخير وب‌لاگ‌نويسان و نويسندگان سايت‌های اينترنتی

دوستان، اگر با متن زیر موافق هستید آنرا در وبلاگهاتون بگذارید:

چند ماه پيش که نخستين سنگ بنای تاسيس کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران را بنا می‌کرديم احتمال نمی‌داديم به اين زودی مجبور باشيم در دفاع از وب‌لاگ‌نويسانی که دستگير شده اند بيانيه بدهيم. متاسفانه اخیرا" گروهی از وب‌لاگ‌نويسان به جرم داشتن انديشه‌یی متفاوت با انديشه‌ی بخشی ازحاکميت دستگير شده اند. در میان آنها سعيد مطلبی، پدر سینا مطلبی، تنها به جرم مطالبی که فرزندش می‌نويسد بازداشت شد که با اعتراض گسترده نسبت به اين موضوع به طور موقت آزاد شده است.

به اين دستگيری‌ها جدا از نوع "انديشه" يا "بيان" دستگيرشده‌گان اعتراض داريم و از تمام مجامع مدافع "آزادی بيان" می‌خواهيم با فشار آوردن به حکومت ايران آزادی فوری و بدون قيد و شرط دستگير شده‌گان را فراهم آوردند.

بی‌شک رئيس جمهور ايران نسبت به اين دستگيری‌ها مسئول است و نمی‌تواند از مسئوليت خود شانه خالی کند. مردم ايران حق خود می‌دانند او را به عنوان بالاترين مقام اجرایی کشور مسئول اين دستگيری‌ها بدانند و در روزی که شرايط محاکمه‌ی عادلانه فراهم شود به جرم دستگيری و سانسور شديد حاکم بر فضای کشور او را به پای ميز محاکمه بکشند.

آزادی انديشه و بيان جزو بديهی‌ترين و جهان‌شمول‌ترين آزادی‌های فردی و جمعی است که با خود عهد می‌بنديم هرگز برسر آن با هيچ حکومت و دولتی معامله نکنيم.

جمعی از اعضای کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران (در حال تاسيس)



نظرهای شما:
دوستان عزيز، متاسفانه بايستی بگويم که عکس‌العمل کانون در اين مورد بسيار کند بود به‌طوری که در مورد سعيد مطلبی که اکنون آزاد است، نوش داروی بعد از مرگ سهراب محسوب می‌شود. اميد است اين‌گونه مسائل که در حال حاضر عمدتن به علت کم‌تجربه‌گی کانون است، در آينده صورتی قابل دفاع پيدا کند.
 
هاله جان
کپی ایمیلی را که برای گروپ فرستادم در اینجا هم می گذارم ٫ البته دیدم که فرهنگ عزیز هم خبر مربوط به آزادی آقای مطلبی را نوشته است :

با انتشار اين بيانيه در دفاع از آزادی بيان و همچنين آزادی وب لاگ نويسان دستگير شده موافقم ٫ اما آقای سعيد مطلبی آزاد شده و قسمت مربوط به او بايد تصحيح يا تغيير داده بشه !
اينهم لينک خبر :

http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=18613

نسرين
 
آره نسرین جان منم شنیدم. متأسفانه فرهنگ حق داره و ما میبایست از این فعال تر میبودیم ولو اینکه کانون هنوز تشکل رسمی نداشته باشه.
 
با توجه به آزادی سعيد مطلبی لازم است تغييراتی در متن نامه داده شود . همچنين کلمه دودوزههر چند ممکن است برازنده برخی اشخاص باشد ولی بی گمان استفاده از اين قبيل کلمات برازنده کانونی که در سر فکر اعتلای فرهنگی را دارد نمی باشدو بهتر است جايگزين مناسب تری برای آن در نظر گرفته شود.
 
فرهنگ عزیز
اگر هدف آزادی سعید مطلبی بوده که خوب ایشان آزاد شده انددلیل آزاد شدنشان هم این بود که گردن کلفت هایی مثل ابطحی برای آزادیشان تلاش کردند- خلاف نظر شما سهراب در این بین کشته نشد-سهراب با وساطتت پادشاهان وقت از رینگ بوکس بیرون آمد چون آمادگی لازم را نداشت.بهر صورت شما که دلتان نمیخواست این پیرمرد در این بین نفله شود تا در این بین اصلاح طلب ها یک شهید داشته باشند و روی خون این پیرمرد وارد معامله شوند.

بهر صورت این نوع سیاستی که شما بدنبالش هستید فکر نکنم خوشاید اعضای کانون باشد کانون تا آنجایی سیاسی عمل می کند که پای تجاوز به حریم های انسانی در بین باشد - ما که نمیخواهیم در اینجا مشق دیپلماسی و حزب بازی راه بیاندازیم که شما در مورد تقدم و تآخر اطلاعیه و اثراث سیاسی آن برایمان وعظ میکنید.
 
دوستان عزيز!
خوش‌حال هستم که برای آزادی انديشه و بيان تلاش می‌کنيم.
اميدوارم هميشه همين‌گونه باقی بمانيم. مهم نيست دوست يا دشمن ما در بند باشد مهم اين است هر کس که در بند است بايد برای آزادی‌اش تلاش کنيم.
 
دوستان عزيز، من بسيار اميدوارم که اين کانون بهانه و محلی برای تمرين دمکراسی اعضای آن يعنی بنده و شما باشد، چرا که فرهنگ سنتی و اجتماعی ما (ایرانی‌ها) نه تنها آری از جنبه‌های دمکراتيک است، بلکه در بسياری موارد درست بر خلاف آن توصيه می‌کند و دمکراسی دقيقن همان چيزی که در حال حاضر برای ما از نان شب واجب‌تر است. يکی از جنبه‌های غيرقابل چشم‌پوشی دمکراسی، آزادی بيان و ابراز عقيده در محيطی صلح‌آميز و به‌دور از خشم است. هیچ لازم نيست که آخر هر بحثی، بنده کسی را مجاب کنم و یا کسی بنده را و یا اظهار نظر به کتک‌کاری (اغراق جهت تفهيم است) و انفعال همراه با غيظ ختم شود.
بهرحال هدف از روده‌ درازی آن است که نظر شما را به جواب دوستمان "ارنستوچگوارا" به ابراز عقیده بنده جلب کنم. منظور محتوای سخن ايشان نيست که نظر شخصی اوست و قابل احترام، اما اگر به لحن نگارش دوستمان دقت کنيد همان عصبانيتی را در آن مي‌بينيد که ذکر کردم.
بهر صورت همان‌طور که عرض کردم، بسيار اميدوارم که اين کانون بهانه و محلی برای تمرين دمکراسی اعضای آن يعنی بنده و شما باشد. شاد باشيد.
 
فرهنگ عزيز

اگر ميخواهي من را تحريک کني که تندتر از کامنت قبلي ام پاسخ دهم –نميدهم. پاسخ را شبح عزيز تمام و کمال در وبلاگش داد و من حرفي بيش از آن براي گفتن ندارم.

ولي چون من را به انفعال متهم کردي – بدون اينکه از خودم دفاع کنم (چون در مورد منفعل بودن و يا نبودنم ديگران بايد قضاوت کنند ) فقط چند جمله اي معترضه از يکي از بحث هايم کپي ميکنم – فارغ از اينکه بخواهم بحث ايدئولوژيک در کانون راه بياندازم و آنرا پيگيري کنم:

" نا اميدي شما نااميدي تمام تفكراتي است كه تغييرات را از بالا ميخواهند ولي فراموش ميكنند بالاتر از بالاي شما هم وجود دارد و بالاي شما وامدار بالاتر است.
مسلمآ پست مدرنيسم من در آوردي مد روز ايران سير افولش را طي ميكند و نوميدانه با حمايت از اصطلاح طلباني كه تاريخ مصرفشان تمام شده و زير ضربه قرار گرفته اند سعي در عضو گيري از ميان نيروهاي جوان آن دارد تا به حركت خود ادامه دهد ولي فراموش ميكند كه اين ژانر ها ميآيند و ميروند ولي واقعيت ها سر جايش باقي است "
 
ببخشيد که من هميشه یک فاز عقبم :)

اما نفهميدم که اين نوشته از کی هست و اهمیتش برای کانون وبلاگ نوِيسها در چی هست
 
Post a Comment

صفحه اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?